سفارش تبلیغ
صبا

مدینة العلم
یادداشت های محمد عابدینی 
قالب وبلاگ

 

پیش از دوره سنّتی نیز مباحثی با رنگ و بوی هرمنوتیک مطرح بوده است ولی نه به صورت یک علم متشخّص و مدوّن.

در رویکرد مدرن هدف بازتولید ذهنیّت مؤلّف نه تنها از دریچه متن بلکه با بازآفرینی تجربه او. هرمنوتیک مدرن می گوید همه ادراکات بشر لزوما در متون منحصر نیست و تجارب بشری می تواند جامع ترین منبع برای فهم و درک باشد. گفته می شود بازتولید ذهنیّت مؤلّف از طریق بازنشانی او امکان پذیر می باشد. یعنی زندگی کردن مانند مؤلّف و فکر کردن مانند او. امّا باید گفت حدس کارشناسانه و معتبر تنها راه قابل قبول برای دستیابی به ذهنیّت مؤلّف می باشد. دور هرمنوتیک یا حلقه ادراک (circle of understanding) به این معناست که فهم اجزای یک متن فقط با فهم کلّ متن امکان پذیر می باشد و فهم کلّ متن نیز متوقّف بر فهم اجزاء آن است. کلید حل این دور ظاهری مفهوم حدس می باشد و همین دور ظاهری شالوده فهم متون به روش هرمنوتیک مدرن است.

اشتراکات میان رویکرد سنّتی و مدرن:

1.   تمایز میان فاعل (مؤلّف - سوژه) و موضوع (متن - آبژه)

2.   محوریّت مؤلّف

3.   محوریّت روش (قواعد عرفی و زبانی)

4.   عینیّت و پایان پذیری فهم

اختلافات میان رویکرد سنّتی و مدرن:

1.   توّجه به ماهیّت فهم در ذهنیّت مؤلّف در هرمنوتیک مدرن بر خلاف سنّتی

2.   رویکرد هرمنوتیک مدرن نسبت به فهم به عنوان یک تجربه و پذیرش پیامد های آن

3.   در رویکرد سنّتی الهام و سوء برداشت به دلیل روش زبانی، عرفی و عقلائی که عینی و همگانی هستند قاعده نیست. اما در هرمنوتیک مدرن اصل بر ابهام و سوء برداشت است.

 


[ یکشنبه 97/12/12 ] [ 11:29 صبح ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]

 

استاد محمّد کاظم رحمان ستایش / 12 اسفند 1397

دیدگاه اوّل در رابطه میان قرآن و علوم بشری تعارض است. علوم بشری دو دسته هستند. یا اثبات شده و قطعی هستند و یا فرضیّه علمی. اکثر گزاره هایی که در علوم بشری وجود دارند از دسته دوّم هستند. از سویی دیگر گزاره های قرآنی نیز به دو دسته محکمات و متشابهات تقسیم می شوند.در تعارض میان قطعیّات و متشابهات باید قطعیّات را پذیرفت و متشابهات را تأویل کرد. تعارض دو گونه است: تعارض مستقر و تعارض بدوی یا تعارض نُمون. در تعارض بین فرضیّات و محکمات تعارض مستقرّی وجود ندارد و هر کدام از این دو به حال خود باقی می ماند. در تعارض میان فرضیّات و متشابهات به طریق اولی تعارضی وجود ندارد. تنها در تعارض میان قطعیّات و محکمات تعارض مستقر و حقیقی به وجود می آید. هیچ کدام از تعارض های مطرح که محلّ بحث می باشند تعارض مستقر نیستند. موریس بوکای پزشک و نویسنده مسلمان فرانسوی در کتاب "قرآن و تورات و انجیل و علم، بررسی کتب مقدّس در پرتو علوم جدید" تصریح می کند که هیچ تعارضی میان عبارات قرآنی و یافته های قطعی بشری وجود ندارد.

دیدگاه دوّم در رابطه میان قرآن و علوم بشری جدایی است. در این دیدگاه دیوار و مرزی میان ساحت قرآن و علوم بشری وجود دارد و این دو نفیا و اثباتا ارتباطی با هم ندارند. یکی از مباحث مهم کلامی بحث قلمرو دین است. یعنی دین متکفّل چه اموری است. همچنین مبحثی با عنوان انتظار از دین در علم کلام جدید وجود دارد که مربوط به پیش از تدیّن و متمایز از بحث قبل است که مربوط به پس از تدیّن بود.

 


[ یکشنبه 97/12/12 ] [ 9:25 صبح ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]

استاد محمّد تقی دیاری بیدگلی / 11 اسفند 1397

روش بیان احکام:

این روش ها فقط منحصر به بیان احکام نیستند و در موارد دیگر نیز بکار رفته اند. قرآن کریم با استفاده از این روش ها به ما آموخته است که ما نیز برای بیان و آموزش احکام از این روش ها استفاده کنیم.

1-    شیوه رایج در محاوره

بیان قرآن طبق قاعده باید با زبانی باشد که توسّط مخاطبین بومی آن یعنی قوم عرب به طور کامل قابل درک و دریافت باشد. یعنی از واژه ها و اصطلاحات رایج میان اعراب در آن استفاده شود. از همین نکته فهمیده می شود که ظواهر قرآن اعتبار و حجّیّت دارند.

2-    شیوه تدریجی

یکی از دلایل نزول تدریجی آیات قرآن کریم در نظر گرفتن محدودیّت گنجایش مردم است. دلیل دیگر این است که قرآن کریم که ارائه دهنده روش زندگی است با این روش به طور کامل با زندگی جامعه مخاطب خود مرتبط و درگیر می شود و هم گام با اتّفاقات و تحوّلات بیان و به جامعه ارائه می شود. دلیل مهمّ دیگر که شاید بتوان آن را منشأ دلیل های پیش دانست است این است که اصل در هر نوع تربیتی تدریج می باشد و دین مبین اسلام در یک نگاه کلّی یک مکتب تربیتی است و باید این اصل در همه جوانب مختلف آن مراعات شده باشد. در مورد بیان احکام هم همین اصل جاری است تا آن جا که حتّی برخی از علماء معتقد هستند فرع هایی از احکامی که کلیّات و عمومات آن ها در دین بیان شده است در زمان حکومت حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف بیان و اجراء خواهد شد.

3-    پرسش و پاسخ

در برخی آیات از روش پرسش و پاسخ استفاده شده است مانند آیاتی که با واژه یَستَفتُونَکَ و یَسئَلُونَکَ آغاز می شوند.

4-    خطاب توأم با ملاطفت

معلّم و آموزگار احکام باید مهربان باشد. آیه أَلرَّحمنُ عَلَّمَ القُرآنَ این نکته را تأیید می کند. مهربانی زمینه را برای پذیرش احکام فراهم می کند. این مهربانی گاهی در خطاب های قرآنی به کار رفته است مانند آیاتی که با خطاب یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مخاطبین خود را متوّجه پیام های احکامی خود می کند.

5-    تشریع احکام همراه با حکمت آن

در برخی آیات حکمت و فلسفه کلّی شریعت و در برخی دیگر از آیات حکمت و دلیل خاصّ بعضی از احکام بیان شده است. همچنین در روایات زیادی به دلایل احکام پرداخته شده است.

6-    ترکیب مزجی

بیان احکام در قرآن به صورت ترکیبی است. یعنی به صورت مجزّا و در فصل های جداگانه نیست و به صورت ترکیبی در بین همه مطالب پراکنده شده است.

قلمرو آیات الأحکام:

1.     احکام اعتقادی: لَا تُشرِکُوا بِهِ شَیئَا... (نساء/36)

2.     احکام اخلاقی: إِنَّ الله یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الإِحسَانِ وَ... (نحل/90)

3.     احکام عملی: أَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَ آتُوا الزَّکَاةَ... (بقره/43)


[ شنبه 97/12/11 ] [ 3:32 عصر ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]

 

استاد عزّت الله مولائی نیا / 11 اسفند 1397

از آغاز اسلام تا کنون مسئله اعجاز جزء مهمترین مسائل اعتقادی مسلمانان به حساب می آمده است. بحث اعجاز بحثی استدلالی است و تقلید راهی در آن ندارد. مسلمانان عصر پیامبر با عقل فطری به روشنی اعجاز قرآن را درک می کردند و در مورد آن شبهه ای نداشتند. اعراب اعجاز قرآن را به بداهت درک می کردند ولی قدرت بیان و انتقال آن را نداشتند. هنر کلام بارزترین خصیصه عرب بود که در زمان پیامبر به اوج خود رسیده بود. اعجاز کلامی قرآن کریم هنر عرب را مبهوت خود کرد و توان مقابله را از آنان سلب کرد. با این وجود قرآن هیچ وقت باب هماورد طلبی را به روی آنان نبست و این مبارزه طلبی هم اکنون هم ادامه دارد. این تحدّی مراتبی داشت. در یک مرحله از معارضان خواست که کتابی مانند آن بیاورند. در مرحله بعد طلب ده سوره مانند آن کرد. در مرحله بعد از آنان خواست یک سوره مانند آن بیاورند و در آخرین مرحله اعلام کرد که نخواهید توانست به این تحدّی پاسخ بدهید. عرب با توّجه به ویژگی رفتاری خصومت گرایی افراطی اگر توانی برای پاسخ گویی به این تحدّی داشت قطعا آن را بی پاسخ نمی گذاشت. پرهیز از استماع صوت قرآن که به توصیه سران قریش انجام می شد برای جلوگیری از تاثّر اعجاز تاثیری قرآن کریم بود. در روایات آمده است که مدینه با قرآن فتح شد. زیرا در فتح مدینه جنگی رخ نداد و صرفا با تبلیغ قرآنی صورت گرفت.

اعجاز مصدر ثلاثی مزید باب افعال از ریشه عَجز به معنای ناتوانی است. عَجِزَ إِذَا لَم یَستَطِع أَمرَا. این کلمه ضدّ قَدِرَ است. معجزه اصطلاحا به هر امر خارق العاده از سوی انبیاء گفته می شود که همراه با تحدّی بدون پاسخ باشد. آخرین معجزه سلسله انبیاء قرآن کریم است که دو خصیصه دارد: اوّل رقّت و لطافت و دوّم دقّت و علوّ اسلوبی. اعراب برای فرار از عظمت قرآن هفت پیشنهاد به پیامبر دادند: 1- قرآنی دیگر بیاورد یا آن را تبدیل کند. 2- چشمه ای را به وجود بیاورد که سرزمینشان را سیراب کند. 3- بهشت را بیاورد. 4- قطعه ای از آسمان را برایشان بیاورد. 5- خدا و ملائکه را نزد آنان بیاورد. 6- خانه ای از جواهرات بسازد. 7- در آسمان پرواز کند.

اعجاز قرآن کریم به دو دسته حسّی و عقلی تقسیم می شوند که قسم دوّم از اهمّیّت بیشتری برخوردار است. اخبار غیبی قرآن کریم گاهی تعریضی و گاهی تصریحی است. گاهی حقایق علوم از سوی پیامبر بصورت غیر تعلّمی بیان شده است. اعجاز عقلی قرآن کریم به خواص اختصاص دارد. اگر معجزات پیامبر به معجزات حسّی اختصاص داشت برای امّت های آخر الزّمانی که فهم و ذکاوت بالایی دارند از تاثیر کافی برخوردار نمی بود.


[ شنبه 97/12/11 ] [ 11:34 صبح ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]

استاد عزّت الله مولائی نیا / 11 اسفند 1397

اقسام تفسیر موضوعی:

1-    تفسیر لفظی یا تفسیر کلمه مانند مفردات راغب اصفهانی. این قسم از تفسیر موضوعات مهم زیادی را شامل نمی شود. بسیاری از موضوعات مهم تفکّر اسلامی در منظومه فکری قرآن کریم وجود دارند اما در دایره واژگان آن پیدا نمی شوند. به همین دلیل این روش را نمی توان به معنای کامل کلمه تفسیر موضوعی دانست.

2-    تصفیر وصفی یا تصنیفی. آیات در این روش صنف بندی و دسته بندی می شود. این تصنیف بدون هیچ ایده یا هدف خاصی انجام می شود و به همین خاطر نسبت به حلّ مشکلات جامعه کاربرد زیادی ندارد. لذا این قسم را نیز نمی توان تفسیر موضوعی مطلوب دانست.

الف) تفسیر اتّحادی: جمع آوری آیات هم موضوع.

ب) تفسیر ارتباطی: ارتباط دادن آیاتی که موضوعات مشابه دارند.

ج) تفسیر جامع: در این قسم کل قرآن بر اساس موضوعات دسته بندی شده اند.

3-    تفسیر تحلیلی و تبیینی. این تفسیر مسئله محور است.

موضوع پیشنهادی: برزخ در آثار علّامه طباطبایی.


[ شنبه 97/12/11 ] [ 9:49 صبح ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]

استاد محمد جواد نجفی / 5 اسفند 1397

گرایش ها و دوره های هرمنوتیک:

1-   هرمنوتیک بی نام یا قدسی یا سنّتی: پیش از قرن 17. در این دوره حرف هایی زده می شد که رنگ و بوی هرمنوتیک داشت ولی منجر به ایجاد یک دانش نشده بود. آگوستیک می گوید کلّ متون مقدّس رمزدار نیست و فهم قسمت هایی از آن که فاقد رمز است نیازمند هرمنوتیک می باشد. مارتین لوتر در قرن 16 پروتستانیسم یا جنبش اعتراض دینی را پایه گذاشت. او احکام دینی را در دو حکم خلاصه کرد. همچنین وجود واسطه را در ارتباط با خداوند باطل شمرد. یکی از دلیل های دین گریزی در غرب باور های باطل کلیسا بود. غربی ها این مشکل خود را بعد ها به اسلام نیز نسبت دادند. مارتین لوتر معتقد بود همه کتاب مقدّس یکپارچه است و فهم هر جزء از آن بدون فهم کلّ آن ممکن نیست. پس فهم کتاب مقدّس نیازمند به خود کتاب مقدّس است که این جا نیاز به هرمنوتیک مشخّص می شد. نخستین بار قرآن در قرن 12 به دستور یک کشیش به نام رابرت کتونی دیر کلیسای فرانسه معروف به پطرس واجب التّکریم جهت تخریب به زبان لاتین ترجمه شد و تا 400 سال همین ترجمه در جهان مسیحیت رواج داشت.

2-   هرمنوتیک مدرن یا رمانتیک یا روشی یا کلاسیک: از قرن 17 به بعد. آقای دیلتای از دانشمندان برجسته این دوره است.

3-   هرمنوتیک پسامدرن یا نسبی یا فلسفی: قرن بیستم. آقای اشلایرماخر دانشمند شاخص این دوره است.

4-   هرمنوتیک نئوکلاسیک یا عینی گرا: نظریه گفتمان وارونه با این بیان که با استفاده از عناصر ماقبل پسامدرن آموزه های پسامدرن را نفی می کند.

هر تفسیری لابد و ناگریز وابسه به دانش هرمنوتیک است. دانش هرمنوتیک می تواند در فهم بهتر دین به ما کمک کند و حتی اگر این کارکرد را هم نداشته باشد می تواند به ما کمک کند تا آسیب های فهم دینی را در تفکّر غرب درک کنیم.

هرمنوتیک زائیده اندیشه فیلسوفان قارّه ای است. به فیلسوفان اروپایی فیلسوفان قارّه ای گفته می شود. به فیلسوفان دیگر مانند فلاسفه آمریکائی فیلسوفان تحلیلی گفته می شود.

مقولات، چارچوب و مسائل هرمنوتیک:

1-   ماهیّت فهم و تفسیر: جای این مسئله در خود علم تفسیر نیست. در این مسئله روی ماهیّت خود فهم و تفسیر تأمّل می شود و نتیجه، محصول و متعلّق فهم و تفسیر به هیچ وجه مدّ نظر نیست.

2-   نسبت میان فهم و تفسیر.

3-   چگونگی رخ دادن تفسیر. برخورد افق معنایی مفسّر با افق معنایی مؤلّف منجر به پیدایش تفسیر می شود.

4-   امکان دستیابی به فهم معتبر. برخی معتقدند که اصولا فهم معتبر وجود ندارد.

5-   وجود معیار فهم معتبر.

6-   امکان فهم نهایی متن یا به عبارتی دیگر پایان پذیر یا پایان ناپذیر بودن فهم متن.

7-   لزوم روش برای فهم متن.

8-   پایه های تفسیر یک متن. متن، مؤلّف و مفسّر. برخی معتقد به نادیده گرفتن مؤلّف با تعبیر مرگ مؤلّف هستند. برخی دیگر هم متن و هم مؤلّف را نادیده می گیرند و فقط مفسّر را معتبر می دانند. در مجموع عدّه ای متن محور، عدّه ای مؤلّف محور و عدّه ای دیگر مفسّر محور هستند.

9-   امکان دستیابی به فهم متن بدون پیشفرض و دیدگاه.

رویکرد سنّتی در هرمنوتیک:

کوشش برای دریافت مراد جدّی مؤلّف از دریچه متن با قواعد زبانی، عرفی و عقلانی. این رویکرد مؤلّف محور به شمار می رود. در این رویکرد هیچ پیشفرضی در تفسیر متن پذیرفته نیست.


[ یکشنبه 97/12/5 ] [ 11:31 صبح ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]

استاد محمّد کاظم رحمان ستایش / 5 اسفند 1397

تبارشناسی بحث:

یکی از مؤلّفان 14 تعریف برای علم دینی گردآوری کرده است. علم دینی دانشی است که بنیان های آن بر اساس دین باشد. این بحث در فلسفه دین مورد بررسی قرار می گیرد. بحث دیگری نیز وجود دارد با عنوان علم و دین که محل طرح آن در کلام جدید می باشد. امّا موضوع این درس که قرآن و علوم بشری می باشد اخص از هر دو مبحث است و مسأله ای میان رشته ای محسوب می شود.

سؤال ما در این درس این است که آیا قرآن کریم متکفّل بیان علوم است؟ رابطه میان قرآن و علوم بشری چیست؟پاسخ برخی این است که دین عقل را معتبر و دارای حجّیّت شرعی دانسته است. به همین دلیل همه ادراکات عقلی محض رنگ دینی پیدا می کنند. به همین خاطر است که برخی ادّعا کرده اند که علم غیر دینی وجود ندارد.

نکته: مبحث میان رشته ای به این معناست که داده ها، گزارش ها و یافته ها از هر دو رشته مستفاد بوده و گزاره های هر دو رشته با هم تأثیر و تأثّر داشته باشند.

تاریخچه بحث:

این بحث فرع بر عنوان متون مقدّس و علوم بشری است. سابقه این بحث به قرن 17 باز می گردد. پیش از این زمان عالمان دینی عالمان علوم تجربی نیز بودند. به همین دلیل به طور طبیعی مسیر علوم به نحوی بود که یافته های علوم بشری و محتوای متون مقدّس دچار تعارض نمی شدند. سپس عالمانی ظهور کردند مانند گالیله و نیوتون که عالم علوم تجربی بودند ولی عالم دینی نبودند. البته این افراد متدیّن بودند ولی دغدغه ای برای رفع تعارض بین آموزه های دین و علم تجربی نداشتند. این عالمان به گزاره هایی دست پیدا کردند که با آموزه های متون مقدّس سازگاری نداشت. این تضاد در قرن 17 و ماجرای گردش زمین و به دنبال آن محاکمه گالیله به اوج رسید. در قرن 18 این تضاد شدّت گرفت تا این که هیوم مدّعی شد همه علوم که ما برای زندگی نیاز داریم بدون نیاز به اعتقادات دینی قابل دستیابی است. در اواسط قرن 18 گروهی از عالمان متدیّن مانند کانت برای صیانت از دین نظریّه ای دادند که نظامی بین علم و دین را با این بیان ارائه می کرد که مرز مشخّصی بین دین و علم وجود دارد و هر کدام هدف و غرض مشخّصی دارد. عدّه زیادی از عالمان غیردینی متدیّن این نظریّه را پسندیدند. این نظریّه در عمل به عقب نشینی و مغلوب شدن نهاد و کارگزاران دین منجر شد. در قرن 19 و با پیشرفت های روزافزون علوم بشری این اعتقاد شکل گرفت که حتّی خدا هم قابل و لازم به حذف است و نیازی به او وجود ندارد. در قرن بیستم عالمان به یکی از دیدگاه های نیوتون توجّه پیدا کردند. نیوتون مدّعی شده بود علم با پیشرفت خود باید بتواند آینده را پیشبینی نماید. بعد ها با توجّه به موارد متعدّدی که مسائل مختلف به سبب وجود عوامل ناشناخته غیر قابل پیشبینی بود، این دیدگاه دچار خدشه شد. عالمان تجربی به ناچار به صورت اجمالی معترف شدند که علم به کمال خود نرسیده است و همه مسائل در رشته های مختلف حل نشده است. به همین دلیل تئوری حذف خدا ضعیف و مخدوش شد. البته در همین برهه نظریّه ای مطرح شد با عنوان هرج و مرج که اصولا نظم و منطق کامل در فرایند های جهان وجود ندارد. در قرن بیستم به همین دلیل به طور اجمالی زمینه پذیرش معنویّت کلّی و اذعان به وجود قدرت بالادستی پیدا شد. در قرن 21 نهضت انکاری علیه خدا و دین وجود ندارد و رویکردی غیر علمی محسوب می شود. این مسیر و چالش میان علم و دین در دنیای مسیحیّت اتّفاق افتاد و در دنیای اسلام چنین بحثی وجود نداشت. پیدایش این بحث در جهان اسلام به دوران استعمار کشور های مسلمان بر می گشت. مسلمانان تلاش کردند با توجه به مغلوب بودن در نزاع اقتصادی و سیاسی در نزاع علمی پیروز شوند و این باور را به اثبات برسانند که علیرغم تعارض میان مسیحیّت و علم تعارضی میان آموزه های اسلامی و علم وجود ندارد. تقدّم تاریخی پیدایش تألیفاتی در زمینه رابطه میان علم و دین مسیحیّت نسبت به اسلام تأیید کننده این نکته است. قسمتی از این تلاش های برای نشان دادن عدم تعارض مباحث نظری و تئوریک بود. قسمتی دیگر در راستای نشان دادن اعجاز علمی قرآن کریم بود. به این نحوه که آموزه های قرآن کریم مانند رموزی یافته های علمی جدید بشری را بیان کرده است. مرحله بعدی با عنوان تفسیر علمی این بود که فارغ از مسأله اعجاز همه آیات قرآن مشتمل بر آموزه های علمی است. از جمله کتاب الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم نوشته طنطاوی بن جوهری که در 26 جلد به این سبک از تفسیر پرداخت و نوع دیدگاه افراطی آن سبب شد که مورد اقبال قرار نگیرد و افرادی به مخالفت با آن برخیزند که گاهی در این مخالفت ها هم افراط هایی وجود داشت.

 

دیدگاه های موجود در نسبت بین قرآن و علوم بشری

1-   تعارض

2-   جدایی

3-   ارتباط


[ یکشنبه 97/12/5 ] [ 9:25 صبح ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]

استاد محمّد تقی دیاری بیدگلی / 4 اسفند 1397

موضوعات پژوهش:

·      مأخذشناسی فقه سیاسی

·      طهارت در قرآن

·      اقسام جهاد

·      احکام فقهی و اصولی مستنبط از آیه نفر در تفاسیر فریقین (پژوهش انتخابی)

·      آیات الصّلاة در سوره بقره

·      فقه اقتصادی در عهدنامه مالک اشتر نخعی

·      آیات فقهی حج خصوصا آیه های 96 و 97 آل عمران

·      تفسیر فقهی آیه کتب "علیکم الصّیام از نگاه فرقین"

·      آیات فقهی حجاب

·      بررسی فقهی آیات برگزیده درباره امر به معروف و نهی از منکر

·      تأثیر اختلاف قراءات در فقه القرآن

·      آیات الاحکام در مورد غیبت (18 اسفند)

پژوهش ها صرفا باید به منظور ارائه کلاسی آماده شوند و نیازی به ارائه نسخه مکتوب نیست.

مرزبندی آیات الاحکام و آیات دیگر چیست؟ برخی حدودا یک دوازدهم آیات قرآنی را و برخی دیگر حدودا یک سوّم آن را آیات الاحکام دانسته اند. این نسبت بنا بر این است که معنای فقه خصوص احکام شرعی باشد. می توان معنای فقه را اعم و شامل همه ابواب دین از جمله اعتقادیّات و اخلاقیّات در نظر گرفت که در این صورت تمام آیات قرآن آیات الاحکام خواهند بود. بنا بر این که فقه به معنای فهم احکام شرعی باشد این سؤال مطرح می شود که آیا فقیه برای استنباط حکم شرعی نیازی به بررسی آیات غیر احکامی دارد؟

تعریف آیات الاحکام: آیاتی که متضمّن احکام شرعی شامل عبادات، معاملات، امور اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، حقوقی و سایر زمینه ها باشد.

تفاوت اصطلاح احکام الآیات و آیات الاحکام: احکام الآیات یعنی احکامی که خود قرآن و یا آیات قرآنی موضوع آن ها هستند و منبع آن می تواند خود قرآن یا روایات باشد. امّا آیات الاحکام به معنای بررسی احکامی است که آیات قرآن کریم منبع آن هستند.

ماهیّت آیات الاحکام: سه عنصر در تفسیر آیات الاحکام وجود دارد:

·      منهج یا روش: اجتهادی.

·      اتّجاه یا گرایش: فقهی.

گرایش یا به عقاید فرد بر می گردد یا به تخصّص او و یا به دغدغه های او.

·      اسلوب: موضوعی یا ترتیبی.

اقسام آیات الاحکام:

·      آیات مقاصد: تبیین اهداف و مقاصد کلّی شریعت مانند آیات عبادت، تزکیه و تعلیم، عدالت، تقوا و غیرهم.

آیات المقاصد دو ویژگی دارند:

1.   کلان بودن. یعنی روشن کننده سیاست های کلی دین و شریعت.

2.   شناور بودن. یعنی نیازمند به ادلّه دیگر برای تشریع، تفسیر و اجراء.

·      آیات تشریع: بررسی یک موضوع خاصّ فقهی و یا تبیین یک قاعده فقهی یا اصولی خاص.

 انواع آیات التّشریع:

1.   آیاتی که بیانگر حکمی عام هستند.

2.   آیاتی که بیانگر حکمی خاص هستند.

3.   آیاتی که متضمّن قواعد اصولی هستند.

4.   آیاتی که مبیّن قواعد فقهی هستند.

پیشینه آیات الاحکام

از نظر سابقه می توان گفت قدیمی ترین روش تفسیری روش تفسیر فقه القرآن است. در الذّریعه سی اثر و در مقدمه مسالک الأفهام بیش از 60 اثر معرّفی شده است. نخستین اثر در این باب کتاب احکام القرآن نوشته محمّد بن سائب کلبی (متوفّای 146) است. سیوطی شافعی را با این عنوان معرّفی می کند.

کتابشناسی فقه القرآن انجام شود.


[ شنبه 97/12/4 ] [ 4:16 عصر ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]

استاد عزت الله مولائی نیا / 4 اسفند 1397

آغاز تفسیر موضوعی در حقیقت از زمان حیات پیامبر (ص) بوده است.

مورد اول: پیامبر آیات مربوط به دنیا را در کنار هم قرار دادند.

مورد دوم: امام علی با در کنار هم قرار دادن آیات کفر و شرک در این مورد جمع بندی کرده اند.

مورد سوم: امام کاظم در مصاحبه با هشام بن حکم در مورد عقل و تعقل آیاتی از قرآن کریم را در کنار هم قرار دادند.

تفسیر موضوعی را مفسران از کجا آغاز کرده اند؟

اولین بار تفسیر موضوعی را راغب اصفهانی از کلمات شروع کرده است که آیت الله مصباح یزدی این اقدام را تفسیر موضوعی نمی دانند.

دومین اقدامی که انجام شده است تفسیر وصفی است.

تفسیر تبیینی و تحلیلی که مصداق درست تفسیر موضوعی است اولین بار در بحار الانوار تحقق پیدا کرده است. در الذریعه 30 تفسیر موضوعی معرفی شده است.

طبق نظر برخی از محققین آقای جاهز عثمانی که اهل تسنن است و ارادت زیادی به امام علی داشت تفسیر موضوعی نوشته است. العذاب فی القرآن و الملائکه فی القرآن و غیره.

برخی گفته اند آقای کلبی اولین تفسیر موضوعی را نوشته است.

کتاب های آیات الاحکامی که بعد ها نوشته شد نیز نوعی تفسیر موضوعی به حساب می آیند. همچنین کتاب هایی که در باب قصص انبیاء نگاشته شده است نیز از روش تفسیر موضوعی بهره برده اند مانند کنز العمال.

در بین مفسران اخیر آیات عظام جوادی آملی، سبحانی، مکارم شیرازی و مصباح یزدی در این باب تالیفاتی دارند. ولی نزدیک ترین اثر به تعریف تفسیر موضوعی تفسیر آیت الله مصباح یزدی می باشد. ایشان گفته اند برای این تفسیر 200 بار قرآن را مطالعه کرده اند و سپس روی موضوعاتی که در جامعه مورد نیاز می باشد با این سبک کار کرده اند.

شیخ محمد عبده در مجله عروة الوثقی چندین موضوع را با روش تفسیر موضوعی مورد بررسی قرار داده اند. متاسفانه در برخی از این مطالب امیال استعماری در نظر گرفته شده است. آقای مصباح یزدی قرآن را در ده موضوع کلان و آقای سبحانی طبق اصول دین قرار را به طور موضوعی تفسیر کرده اند.

مقدمات تفاسیر موضوعی و نیز مقالاتی که در این باره نوشته شده است از جمله مقاله آقای محمود رجبی جزو منابع مطالعاتی این درس می باشند.

در کل می توان گفت تفسیر موضوعی هنوز دروان طفولیت خود را طی می کند.

برخی مستشرقین نیز در این زمینه آثاری تالیف کرده اند. مستشرقین عموما قصد خیانت داشته و دارند.

ضرورت های تفسیر موضوعی:

1-   پاسخگویی به نیاز های زمان.

2-   سبک ویژه قرآن در بیان مطالب و چیدمان آیات.

3-   ارائه منسجم و کلاسیک مطالب قرآن کریم. آیت الله مصباح یزدی قرآن کریم را در موضوع کلان مورد مطالعه قرار می دهند و اولین موضوع را الله قرار می دهند.

4-   نزدیک شدن به نظر نهایی قرآن کریم.

5-   گشودن رمز متشابهات قرآن کریم.

6-   ژرف نگری در مفاهیم کتاب وحی.

7-   رفع تعارض های ظاهری.

آسیب های تفسیر موضوعی:

1-   غفلت از سیاق آیات.

2-   نگرش تک بعدی.

3-   علم زدگی.

4-   عقلگرایی و مصلحت مداری افراطی.

5-   تحمیل رای و تطبیق ناروا.

6-   نفوذ اندیشه های بیگانه.

7-   اظهار نظر افراد غیر متخصص.


[ شنبه 97/12/4 ] [ 10:29 صبح ] [ محمد عابدینی ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

یک طلبه ی کوچک با آرزو های بزرگ و راه های نرفته ی طولانی